یِک دَشت سیبِ سُرخ بِه چیدَن رِسیده بود…

قُربانِ آن نـِی‌ای که دَمَندَش سَحَر، مُدام
قُربانِ آن مِی‌ای که دَهَندَش عَـلی‌الدَّوام

قُربانِ آن پَــری که رِسانَد تو را به عَرش
قُربانِ آن سَری که سُجودَش شَوَد قیـام

——–

پی‌نوشت: دلم خواست که ترکیب‌بند عاشورایی بخوانم و دلم خواست که «Comptine D’un Autre Ete» و «La Noyee» گوش کنم.
«La Dispute» را هربار گوش می‌کنم منقلب می‌شم…