بیست و یکم حباب وار…
بگو بگو که چه کارت کنم ز گریه جویم و دل را
بگو بگو که شکارت کنم به غمزه مویم و آه
ببین ببین که فغانت کنم ز خنده چینم و لب را
ببین ببین که نشانت کنم ز فتنه کینم و آه
بیا بیا که نگارت شوم به طرفِ سایَم و تن را
بیا بیا به زیارت شوم چو خسته پایم و آه
شکن شکن که شیارت کنم ز شـرح شاهد و شور
شکن شکن چه شرارت کنم ز شمس شاهد و شور